عدة الداعى روى غن زبور داود علیه السّلام
یقول اللّه تعالى
یابن ادم تسألنى و امنعک لعلمى بما ینفعک ثم تلح على بالمسالة فاعطیک ما سألت فتستعین به على معصیتى فاهم بهتک سترک فتدعونى فاستر علیک، فکم من جمیل اصنع معک و کم من قبیح تصنع معى، یوشک ان اغضب علیک غضبة لا ارضى بعدها ابداً.
اى فرزند آدم حاجت از من مىطلبى ولى من بر آورده نمىکنم، چرا که به منافع تو آگاهم (و مىدانم این را که از من مىخواهى ضرر بتو مىزند) سپس تو نسبت به خواستهات اصرار مىکنى، در نتیجه آنچه که مىخواهى به تو مىدهم. آنگاه از همان دادههایم بر معصیت و گناه کمک مىجوئى. پس اراده مىکنم که آبروى تو را بریزم. و تو دست به دعا بلند مىکنى. و من آبروى تو را حفظ مىکنم. چقدر با تو با خوبى بر خورد کنم و تو چقدر با بدى و زشتى با من معامله مىکنى.
نزدیک است نسبت به تو به گونهئى خشمگین شوم که بعد از آن هیچگاه راضى نگردم
حدیث قشنگیه
ای کاش سندش را ذکر می کردی